و فهم تنهایی لمس است و غربت هم،و درد و درد و حسرت، و میگذرد بی آنکه ذرهای ،گرته ای از دنیا را آنگونه که باید چشیده باشی و در کُپهای شلوغی تنهایی ،بی آنکه تنها باشی! اما در نگاهت در پس گلوت در افکار مرزبندی شدت ،خودت را جدا میبینی و درد است و غم است ،دلگیرست نتیجه. و آزار دهنده تر از آن گذران عمر است که هیچ است نتیجه،و این هدف نبود و چه دردناکست.
۱۳۸۹ دی ۴, شنبه
۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه
۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه
فرمان فتحعلیان - صلح ابدی
[Audio:http://dl.jamesonline.info/cgi/Music/Track 08.mp3]
http://dl.jamesonline.info/cgi/Music/Track 08.mp3
آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبها
ای عشق بخون با من تو خلوت این شبها
تو ساحل آرومی
من موج پریشونم
راز دل دریا رو
می دونی و می دونم
من عطر خوش عشق و
از باغ تو بوییدم
اون یاس بهاری و از شاخه تو چیدم
آهنگ نگاه تو
شد زمزمه رو لبها
ای عشق بخون با من
تو خلوت این شبها
۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه
پیپ
آسمان دوره سرم چرخید ، و من نفهمیدم که پیپ مرا کشید ویا من اورا،فشارم افتاد،سرم سنگین شد ،دستانم به لرزه افتاد ،فقط میدانم که تنباکویش سبک بود و مرغوب، اینرا فروشنده گفته بود و ۸ یورو در قبالش به او پرداختم، زن خوبیست مردی هم دارد میان سال به سبکی ایتالیائی،اینجا سنها به هفتاد ختم نمیشود شصت میان سالیست،دو سالست که اورا میشناسم فقط به این خاطر که اولین کارت تلفن و تنها کارت تلفن تلکام عمرم را از او خریده بودم به قصد جستجوی خانه.
اشتراک در:
نظرات (Atom)